گفته شد: آنان فقیر هستند و وسیله سواری ندارند. معاویه به طعنه گفت: پس شتران آبکش آنها چه شد؟
قیس در جواب گفت: شتران آبکش خود را در جنگ های احد و غزوات بعد از آن که در موکب رسول خدا بودند، از دست دادند. آنگاه که جنگ به خاطر این برپا بود که تو و پدرت به اسلام آیند درآیید.
معاویه گفت: شما با نصرت و همکاری خود، بر ما منتی می گذارید در حالی که منت و عنایت برای خداست و برای قریش است. قیس گفت: پس از رسالت پیامبر، اولین کسی که ایمان آورده حضرت علی علیه السلام بود و این در حالی بود که قریش به فکر آزار و اذیت و ممانعت از تبلیغ دین او بود.
مادامی که عموی پیامبر زنده بود از هر نوع اذیت و آزار قریش محفوظ بود، رسول خدا بین خود و علی علیه السلام برادری برقرار نمود. قریش دیگر نمی تواند این ننگ و جنایتی که نسبت به انصار و خاندان محمد صلی الله علیه و آله و سلم نموده بزداید. در حالی که به جان خودم سوگند یاد می کنم که با وجود علی بن ابی طالب علیه السلام، احدی از انصار و قریش و عرب و عجم، حق خلافت را نداشتند.
در این هنگام معاویه به خشم در آمد و گفت: ای قیس، این سخنان را از که روایت می کنی؟ قیس گفت: از کسی نقل می کنم که از من و پدرم بهتر بود. او عالم و صدیق این امت است و آیات بسیاری از قرآن در شأن منزلت او نازل شده است. او کسی است که رسول خدا او را در غدیر به خلافت امت منصوب داشت و فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه...»
الغدیر:ج3،ص187، داستانهایی از مناظرات
برچسب:
نویسنده: محمد
تاريخ: دوشنبه
22 مهر
1392 ساعت: 11:09