خرید بک لینک
ریاح بن حارث روایت نموده که گفت: من در رحبه با امیرالمؤمنین علیه السلام بودم، در این هنگام قافله ای کوچک رو آوردند و در میدان رحبه، شتران خود را خوابانیدند، سپس به راه افتادند تا به نزدیک علی علیه السلام رسیدند.
گفتند: السلام علیک یا امیرالمؤمنین و رحمة الله و برکاته حضرت علی علیه السلام فرمود: شما چه کسانی هستید؟
گفتند: ما از موالی و پیروان تو هستیم یا امیرالمؤمنین. در این هنگام حضرت با لبخند فرمود.
چگونه از موالی من هستید و حال آن که شما گروهی از عرب هستید؟ گفتند: در روز غدیر خم از رسول خدا شنیدیم در حالی که بازوی تو را گرفته بود، خطاب به مردم فرمود: علی مولای کسی است که من مولای او هستم. حضرت علی فرمود: آیا به این سخنان که می گویید، اعتقاد دارید؟
گفتند: آری. و بر این گفتار خود گواهی می دهیم و حضرت فرمودند: به راستی که سخن حق را گفتید.
پس آن گروه روانه شدند و من به دنبال آنان رفتم و به مردی از آنها گفتم: شما چه کسانی هستید؟
گفت: ما گروهی از انصاریم و این است ابوایوب صاحب منزل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم پس دست او را گرفتم.
و به او درود و تحیت گفتم و با او مصافحه نمودم. 
الغدیر:ج2،ص47،داستانهای الغدیر،تجلی امیرالمومنان علی،داستاتنهایی از زندگی حضرتعلی


برچسب: نویسنده: محمد تاريخ: دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت: 11:09

صفحه بندی